درمیانۀ میدان، درگیر تعلقات شخصی؛ معرفی و مرور سریال لوپن

It is well known that the most radical revolutionary will become a conservative on the day after the revolution. (Hannah Arendt (
این سخنی کاملا مشخص است که سرسختترین انقلابیها، فردای انقلاب، به یک محافظهکار تبدیل میشوند.
أسان دیوپ کسی است که در نوجوانی با پدرش از سنگال به فرانسه آمدند و همان زمان، پدرش که رانندۀ خانوادۀ ثروتمندِ پلگرینی بود، با اتهام دزدی، زندانی شده و در آنجا به شکل مشکوکی خودکشی میکند. أسان از طریق پدرش با داستانهای آرسن لوپن، نوشتۀ موریس لوبلان، آشنا میشود و نهتنها طرفدار پروپاقرصی شده و تمام کتابهایش را بارها میخواند بلکه خودش هم مانند لوپن، به عیّار و سارقی جنتلمن با روحیه و رفتاری آنارشیستی تبدیل میشود. حالا در چهل سالگی و پس از 25 سال برای اثبات بیگناهی پدرش، با پلگرینیها درافتاده است.
برتری و تمایز أسان دیوپ به سایر شخصیتهای زیرک و تیزبینِ داستانهای کاراگاهی این است که برخلاف شخصیتی چون شرلوک هلمز، به ماشینی فراانسانی تبدیل نمیشود بلکه کاملا در موقعیتی انسانی است و اینطور نیست که موجود بیگانهای در زمین باشد. بههمین ترتیب، جذابیت سریال نیز برآمده از تعادل و تناسبی است که بین سه جنبۀ زیر ایجاد شده است: دغدغههای شخصی أسان و رابطهاش با خانواده و نزدیکان، کنشگری و حضورش در اجتماع و جایی که مهارتش در دزدی و قانونشکنی را به رخ میکشد.
شاید گاهی در فاصلهگرفتن از رفتاررباتگونه، زیادهروی هم شده باشد و درنتیجه برخی کارهای أسان، زیادی ساده و دمدستی بهنظر برسند؛ اما اینکه بگوییم شخصیتِ أسان و کلیت داستانش کلیشهای و کاملا قابل پیشبینی است، درست نیست؛ از برجستهترین بخشهای سریال که خلاف این مدعا را نشان میدهند عبارتند از: موارد متعددی که أسان از برنامهریزیاش عقب میافتد یا جایی که از روی عصبانیت و احساسیشدن، خودش را لو میدهد یا جایی که کنترلش بر اوضاع را از دست داده و نمیداند پسرش کجا و در چه حالی است.
جایی که تعادل بین جنبههای سهگانۀ زندگی أسان، بهم میخورد، سریال ریتمش را از دست داده و افت میکند؛ از جملۀ این موارد برخی قسمتهای فصل دوم است که رابطۀ أسان با دختر پلگرینی پررنگ شده و جنبههای پلیسی و اجتماعی فیلم به حاشیه میروند. یا مورد دیگر، بخشیهایی از فصل سوم است که دزدیها و تعقیب و فرارها زیاد میشوند و حتی میشود گفت برخلاف فصلهای قبل که هر سرقتی، با حوصله و به آرامی دنبال میشد، اینجا شاهد روایتی سریع و عجولانه هستیم.
شورشی، انقلابی، آنارشیست یا هرکسی که بهنحوی ساختارهای کلان جامعه را قبول ندارد و میخواهد این قبول نداشتن را در عمل نشان بدهد، یا باید در نقطهای باشد که چیزی برای از دستدادن نداشته باشد یا اینکه برای مواجهه و پذیرش خسارتها و ضرباتی سنگین آماده باشد. به همین خاطر است که لحظات اوج انقلابها چندان طولانی نیستند و اینکه فردای انقلاب حتی جینجرِ فرار مرغی هم که حالا به خانه و خانواده و بچه رسیده، ترجیح میدهد تا جایی که میشود از درگیری و تنش دوری کرده و محافظهکارانه زندگی کند. أسان با چنین تنشی روبروست و میخواهد زندگی خانوادگیاش را با سرکشی اجتماعیاش جمع کند.

أسان، برخی قوانین را میشکند و از کسانی که با دسیسه و دروغ، به ثروت رسیدهاند، دزدی میکند و بالاتر اینکه میخواهد لحظه لحظۀ زندگیاش، سرشار از هیجان ناشی از این سرکشی باشد؛ اما آیا میتواند خانواده و عزیزانش را از خطرات این سبک زندگی حفظ کند؟ هرچند در لحظاتی به نظر میرسد أسان، توانسته امنیت و رضایت عزیزانش را بدون دستکشیدن از سرکشیهای اجتماعیاش حفظ کند. اما تنشی جدی و واقعی بین این دو برقرار است که اتفاقا فیلم هم به أسان، ساده نمیگیرد و او را با چالشهایی سخت و نفسگیر روبرو میکند، بهطوری که در پایان فصل سوم أسان بهنوعی، کوتاه آمده و قبول میکند که این دو سبک زندگی قابل جمع نیستند.
لوپن، سریالی فرانسوی است که از سال 2021 تا کنون سه فصل آن در هفده قسمت 45 دقیقهای پخش شده است و فصل سوم نیز بهگونهای تمام شد که راه را برای ادامهپیداکردن سریال در فصل چهارم باز گذاشته است. جورج کِی از نویسندگان اصلی و لیدوویچ برنارد از کارگردانهای این درامِ اکشن و جنایی است. نقش اصلی و ستارۀ این سریال، عمر سِی است که نقش أسان دیوپ را بازی کرده است.