یادداشت‌هایی بر آثار چهل و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر

نیمه شب/ بازگشت به مسیر

«نیمه شب» که در پوسترش نیز غلط املایی دارد و «نیم شب» نوشته شده است، بعد از فیلم درخشان ماجرای نیمروز و فیلم متوسط ایستاده در غبار، سومین اثر قابل تحمل محمدحسین مهدویان است که می‌شود راضی از پایش بلند شد. فیلم را می‌توان سندی از جنایات صهیونیست‌ها دانست که نباید در تاریخ گم شود. آسیب دیدگان این واقعه همان زنان و مردان و پیران و نوزادانی هستند که رژیم کودک‌کش ادعای حمایت از آنان را داشت.

اما آنچه سبب شده است نیمه شب مخاطب را با خود همراه کند سبک مستندگونه فیلم هم هست که از سبقه مستندسازی مهدویان می‌آید. تکان‌های دوربین اگرچه بعضا زیاد است و آزاردهنده اما روندی که فیلم‌ساز پیش می‌گیرد از پیش از سقوط موشک تا پس از جمع شدن ماجرا به‌گونه‌ای است که مخاطب در به‌دست آوردن اطلاعات و روشن شدن ابعاد ماجرا گام به گام جلو می‌آید و همذات‌پنداری می‌کند. نیمه شب حداقل دو ویژگی مثبت دیگر هم دارد: یکی بازی‌های قابل قبول تیم بازیگری است و این درحالی است که فیلم از بازیگران نه‌چندان شناخته‌شده‌ استفاده کرده است و دیگری جمع کردن کار تولید در مدت زمانی کوتاه است. با توجه به زمان کوتاه تولید، خروجی فیلم قابل قبول است و پس از ساخت چندین اثر بی‌ارزش از مهدویان، نیمه شب را شاید بتوان بازگشت او به مسیر درست فیلم‌سازی دانست.

سقف/ سقف فیلم آب می‌دهد

اگر کیفیت بر جشنواره فیلم فجر غالب بود و مثلا با ۲۰ فیلم جشنواره را برگزار می‌کردند احتمالا دیگر سقف و فیلم‌های مشابه جایی در این بین نداشتند. دومین فیلم ابراهیم امینی هم همچون فیلم اولش اگرچه دغدغه و ایده اولیه بدی ندارد اما جانکاه است. فیلم با اینکه از بازیگران کمدی بهره می‌برد و تلاش‌های مذبوحانه‌ای هم برای خنداندن مخاطب انجام می‌دهد اما اساسا کمدی نیست. پس تکلیف مخاطب پیش از تماشای اثر باید با آن روشن باشد که با یک فیلم کمدی طرف نیست.

ریتم فیلم کند است و بی‌جهت کش آمده است. با اینکه برخی فضاها و موقعیت‌ها ساخته می‌شود اما فیلم‌ساز هیچ کار خاصی با آن‌ها نمی‌کند. حتی از زمان طولانی و ملال‌آور فیلم هم استفاده‌ای نمی‌کند در جهت شخصیت‌پردازی و این هم یکی دیگر از مشکلات اصلی سقف است. تقریبا به جز استاد دانشگاه با بازی سام درخشانی، تمام شخصیت‌ها روی هوا هستند. به‌عنوان مثال ما هیچ چیز از پسر دایی با بازی بیژن بنفشه‌خواه نمی‌فهمیم جز اینکه پول‌دار و متکبر است. اما این ثروت را از کجا آورده است؟ افرادی که آنان را به مهمانی دعوت کرده است چه کسانی هستند؟ چرا تا کنون تنها مانده است؟ اصلا تنهایی در آن ویلای دورافتاده چه می‌کند؟ و از زیر کدام بوته به عمل آمده است که اینچنین با اعضای فامیل خود رفتار می‌کند؟ باقی شخصیت‌ها هم اوضاع بهتری در پرداخت ندارند.

سقف نیاز به کوتاه شدن و بازتدوین دارد اما با تدوین مجدد نیز همچنان خیلی از مشکلاتش پابرجا باقی می‌ماند چراکه مشکل اصلی‌اش متن است. متن یخ‌تر و بی‌حال‌تر از آن است که با تدوین دوباره احیا شود. کارگردانی هم چنگی به دل نمی‌زند. همه این‌ها می‌دهد که ابراهیم امینی هنوز خیلی مانده تا فیلم‌ساز شود و فعلا آماتوری بیش نیست.

در حال تکمیل و بروزرسانی …

محمدرضا چاوشی وب‌سایت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *